دوباره عاشق می شوم…

(1)

این دست های توست
یا دست های باد…؟!
که باز می کند
گره ی روسری ام را…
نکند در یک کاسه است
دست های باد و دست های تو…

(2)

سکوت
این هماغوشی لب ها را
بر هم نزن
بی فایده است
حرف ها
از گوشه ی چشمهایت
بیرون زده است …

(3)

دفترت را خوب بگرد
لب هایم را
برای بوسیدنت
جا گذاشته ام
بی گمان
صورتِ تمامِ کاغذ هایت
سرخ و سفید شده است …

(4)

یک پلّه مانده به «تو»
مارِ چشمت
نیشم می زند
پلّه پلّه پرت می شوم
از مسیر عاشقی…
امّا دوباره بالا می روم
دوباره عاشق می شوم …!

(5)

من این «شعر»ها را
در انجمن ها
«سپید» نکرده ام
این ها محصولِ
آسیابِ تنهایی من است ….

« مینا آقازاده »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *